*درست مثل یه شوخی بود

یعنی بعد ها یک روز می آیم و از او حرف میزنم از اینکه یک روز من را از ته دل خندانده (!) [که بعید میدانم ] یا از اینکه یک شب زیر پتو دستم را محکم گاز زدم که صدای هق هق گریه ام بالا نیاید؟ یعنی حتی در مورد اینکه به حسم به او هیچ اطمینانی نداشتم صحبت میکنم ؟ یا شایدم درمورد اینکه همیشه فکر میکردم او از من متنفر است؟ یا اینکه تقریبا چهار ماه در یک مکان باهم بودیم ولی یک بار هم من او را ندیدم صحبت میکنم ؟ نمی دانم شاید بعدا حرف زدم!

*وقتی یکهو تو را از پشت دیدم بدون اینکه صورتت را ببینم شناختمت یا اینکه با دیدنت [البته از پشت] رویم را برگرداندم که وانمود کنم ندیدمت و همه چیز عادی است اما برای من همه چیز مثل یه شوخی مسخره بود چون نزدیک بود شب قبل تو را اعتراف کنم احمق!

+ نوشته شده در شنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۰۲ توسط راحـنـا . | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !

من را را حـ نــا صـدا بـزنـیـد :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان