عاشق زمزمه میکند فریاد نمی کشد .

وقتی میخندد چشم هایش محو میشوند و فقط یک خط صاف باقی می ماند. وقتی به من نگاه میکند دائما وسط چشم های روشنش برق میزند. وقتی میخندم به خطی که روی صورتم پدیدار میشود و از نظر او چال لپ است از نظر من خط لپ خیره میشود. از اینکه گاهی خجالت می کشد مستقیما در چشمانم نگاه کند خوشم می آید . از اینکه از نظر او عشق می تواند برای بقاء باشد، حتی از اینکه با دقت به حرف های فلسفی ام گوش میکند و نظر میدهد هم خوشم میاد ...

*نمی دونم الان دقیقا کجایی ولی من به یادت بودم :)

#عنوان از نادر جان ابراهیمی 

+ نوشته شده در شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۹ توسط Rahena . | نظر بدهید

برای اون برای سین -م

تو یه آدم مسخره ای . اره چون میدونی الف دوست داره ولی باز داری بهش دروغ میگی کلک میزنی نارو میزنی شایدم کمی خیانت.تو یه احمق به تمام عیاری کسی که لیاقت این همه دوست داشتن رو نداره تو داری خودتو نابود میکنه میفهمی خره! با تو ام تویی که الان کنارمی ولی نمی تونم باهات عین ادم حرف بزنم چون هیچ گوشی برای شنیدن نداری . بهت گفتم بیشتر از این تو این دریا نرو. تو شنا بلدی نیستی غرق میشی ولی تو وقتی اینو میفهمی که غرق بشی . بفهم داری غرق میشی داری میمیری بدنت گرمه . آدما تاوان میدن اگه با احساسات یه نفر بازی کنن وقتی راجب احساست خودشون هیچ مطمئن نیستن .

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۵ توسط Rahena .

به وقت ماه اوریل

بعدها یعنی سال ها بعد شما اولین خانه ی مستقل و خاطرات آن را فراموش نخواهید کرد ، درست مثل من که دلتنگ خانه ام شده ام دلتنگ بلاگفا شده ام . خیلی زیاد. با اینکه بیست و سوم اردیبهشت اینجا یعنی بلاگ (بیان) دو ساله میشود اما خب هیچ وقت بلاگفا را نمی توانم فراموش کنم . قطعا امکانات بیان از بلاگفا بیشتر و بهتر است اما می دانید من دلتنگ شدم و خب میم میگوید میترسد تمام آرشیو را به امان خدا بسپارم و برم بلاگفا. و حالا حتی از پیچ اینستای خودم هم میترسم و فکر میکنم تا چند وقت اینده یک پیچ دیگر بازم کنم  و دور شوم از تمام کسانی که میشناسم و دور شوم از تمام اتفاقات .. فکر میکنم دارم دچار دوگانگی میشوم از این همه حجم افکار نامطمئن و دیوانه کننده..

+ نوشته شده در دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۳ توسط Rahena . | نظر بدهید
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !
نظرات را میخوانم ، لازم بود تایید میکنم و گرنه پیش من محفوظ میمانند :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان