بگذار خودم را بیابم ..

می دانید آدم باید دیوانه باشد مثل من. دوستش دارم و می دانم بودن با او میتواند مرا خوشبخت کند و به آرزو هایم برساند اما مدام دارم از او دور میشم ..مدام دارم دور میشوم و فرار میکنم و او دارد تذکر میدهد که هی فلانی دنیا چند روز است نکند وقت تو تمام شود و تو خاکستر بشوی و دفن بشوی و تو بمانی در قبر و خواسته هایت هم با تو در قبر؟ هان؟

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۶ توسط Rahena . | نظر بدهید

سیزدهمین روز از آذر ۹۵

شاید اگر بعدها آمدم و این ها را خواندم کلی بغص کردم برای خودم! باید بگویم در مرز ترکیدن به سر میبرم .ترس ها غصه ها استرس ها و خلاصه همه مشکلات دارند دست به یکی میکنند که من را منفجر کنند حالا تو ای آدم یا مینشینی و به پایین آمدن خودت خیره می مانی یا میشوی آدم عمل و بلند میشوی همه ی آن ها را زمین میزنی ؟

+ نوشته شده در شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۶ توسط Rahena .
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !
نظرات را میخوانم ، لازم بود تایید میکنم و گرنه پیش من محفوظ میمانند :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان