به وقت دسامبر شیرین :)

دوست داشتم یک کاری از دستم بربیاید و برایشان انجام دهم اما فعلا هیچ کاری از دستم بر نمی آید به معنای واقعی کلمه . جز اینکه برایتان دعا کنم کاری دیگری از دستم بر نمی آید ، اما می دانید وقتی به یک نقطه ی پایان می رسم و میدانم دیگر هیچ کاری از دستم بر نمی آید رویم را به سوی تو میگیرم و می گویم میدانی بیشتر از این نمی شود و من تمام کاری هایی که میتوانستم را انجام دادم پس بقیه و نتیجه را میسپارم به تو چون واقعا کاری از دستم بر نمی آید ولی تو .. تو را خوب میشناسم استاد تبدیل ناممکن به ممکن و استاد مهربانی و بخشندگی هستی . پس دیگر کاری ندارم و فقط همه چیز را میسپارم دست خودت -  درحالی که ته دلش از آن لبخند های زیبا میزند صحنه را ترک میکنه -

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۶ توسط راحـنـا . | نظر بدهید
محمدباقر قنبری نصرآبادی
۱۵ آذر ۹۶ , ۱۲:۰۸
چرا اول برایشان است و بعد برایتان؟!
اول مردم را می‌‌گویی؟ بعد مخاطبت خدا می‌شود؟
:-)

پاسخ :

ببینید دوست عزیز فعل جمله ی اول من گذشته است پس به ظر خودم فکر کردم برایشان مناسب تر از برایتان است و دوم اینکه در جمله دوم برایتان را در منظور حال به کار بردم و اینکه هر دو معنی جمع میدهند پس درمورد یک نفر حرف نمیزنم .. و سوم اینکه خیر منظور من این بود وقتی همه تلاشم رو انجام میدم و دیگه کاری باقی نم مونه یا اگه کاری باشه از عهده ی من خارجه پس نتیجه رو به خدا مسپارم و امید دارم که خوب رقم بزنه  ..
حس میکنم برداشت شما از متن من اشتباه بوده ..نمی دونم
آقای سر به هوا ...
۱۵ آذر ۹۶ , ۲۳:۱۹
شصحنه اصلاح شود :دی

پاسخ :

واااااهـــــــــــای آب شدم T_T

شرمنده ام بابات اشتباهات تایپی  ^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !

من را را حـ نــا صـدا بـزنـیـد :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان