وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

مینویسم شاید برای ربع قرن باقیمانده ..

وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

مینویسم شاید برای ربع قرن باقیمانده ..

سلام خوش آمدید

صبحی قلبم مچاله شد ، دلم میخواست همونجا تموم میکردم این زندگی رو . اینقدر شوکه شدم که تموم کانال ها رو گشتم ، به تموم پیچ ها سر زدم ؛ دوست داشتم یکی بگه اشتباهه ، یکی بگه و درد این قضیه کمتر بشه .. دوست داشتم بشینم زار بزنم .. درد داره ..درد 

خدا رحم کنه .. دیگه هیچ چیزی نباید بگم ، درمورد هیچ چیزی نباید حرف بزنم .. 

  • Rahena .

  • Rahena .

اهنگ  hello از بانو Adele درحال پخشه ، به کاور اهنگ نگاه میکنم با یه فونت که چشمم رو گرفته نوشته " نگران باش ، حل نمیشه " اولش خوندم نگران نباش حل میشه ؛ بعدش خوندم نگران نباش حل نمیشه ؛ آخرین دفعه درست خوندم [نگران باش ، حل نمیشه ] حالا دارم فکر میکنم که چقدر خیلی وقت ها جای این جمله تو زندگیم خالی بوده ، چقدر باید این جمله رو با خودم تکرار میکردم و میگفتم نگران باش دختر ، نگران باش چون خیلی بده ، چون ممکنه حل نشه . خیلی خوبه تو بیست سالگی دارم درک میکنم یه سری چیزهایی که ممکن بود اصلا وقت نشه بعدا درک کنم .

  • Rahena .
  • Rahena .

یه چند روزیه که کلا از لحاظ روحی آشفته بودم و دلیلش؟ دلیلش مشخص نبود ، شاید هم مشخص بود ولی دلیل اصلی این غم نبود . دیشب فهمیدم دلیلش چیه و حداقلش این بود که به خودم گفتم میدونی که میگذره؟ پس بابد صبر کنی ؛ راه حل خاص دیگه ای وجود نداره دختر . امروز هم مامان فهمید ناراحتم ، چه طور؟ از قیافه م ، از سکوتم ولی مامان دلیل این بی ثباتی که ممکنه حتی فراتر از این هورمون های مسخره رفته باشه رو نمیدونه . منم نمیدونم .

* بهش میگن pms ولی من میگم درسته پیش از واقعه س اما بعدش هم هست ، بعدترش هم هست . خودش به تنهایی یه واقعه ی جداست و درد تحمل کردنش جداست . 

  • Rahena .

• به طرز عجیبی افسار همه چیز دستته و دستت نیست . به طرز عجیبی هر اتفاقی میتونه تقصیر خودت باشه میتونه نباشه . به طرز عجیبی میتونی هم موقعیت رو درست کنی هم میتونی دست نخورده نگهش داری . به طرز عجیبی از این همه اختیار نامحدود محدود میترسم . میخواین عمق ماجرا رو درک کنید؟! یاد اینترنت نامحدود محدود  مخابرات بیفتین ؛ البته اگه بشناسین . 

• دارم یه سریال خیلی قشنگ رو میبینم ، سریال آبکی نیست ؛ یعنی نمیشه بعد از اولین قسمتش کل داستان رو حدس زد ، قشنگه و باید خیلی صبور باشید و آرام . چون هرکسی نمیتونه نگاش کنه ، ممکنه همه کسی جذبش نشه . داستانش در مورد یه زنه که تو یه شرکت کار میکنه و شوهرش رئیسشه ، این زن زندگی خوب و آرومی داره و ماجرا از وقتی شروع میشه که یه پیام با این عنوان براش فرستاده میشه " شوهرت با یکی از اعضای تیمت رابطه داره.. " داستان کشمکش بین اعتقادی که قبلا داشته و اتفاقاتی که اعتفاداتش رو میتونه زیر سوال ببره .. ظن و گمان های بی پایان ، تکه های پازلی که ما با کمک اون زن کنار هم میچینیم و آخر سر میبینم اره البته که میشه دو تا تکه پازل بهم بخورن ولی حتی میشه اون شکلی که باید رو تشکیل ندن و عوضی باشن‌ . خیلی وقت بود بهت زده نشده بود با یه سریال ، فحش ندادم ، گریه نکردم ، پشت سرهم از دیالوگاش اسکرین نگرفتم . قشنگه . دوسش دارم . لجمو درمیاره . کفریم میکنه . اما "از نظر من قشنگه " و دوسش دارم و صد هزاران البته که امان از موسیقی متنش که بینهایت دلرباس ، به وقته  و خیلی خوب با همه چیز مچ شده :))

 

vip - 2019 / Episode11 * 

  • Rahena .

  • Rahena .

برگه های پاره شده دفتر خاطرات "ط" را که دیدم فکر کردم چقدر خاطرات ِ دفتری قشنگ است و یکهو دلم تنگ شد . فکر میکنم بهتر است پناه ببرم به دوران خاطره نویسی یا همان روزانه نویسی های  دفتری آن وقت ها ..

خیلی چیزها هست که نمیشه اینجا نوشت . خیلی وقت ها خودم رو سانسور میکنم و حالا میبینم من پر شدم و مکانی برای تخلیه وجود نداره . واقعا که نوشتن روی کاغذ به آدم آرامش میده ..

  • Rahena .

  • Rahena .

  • Rahena .
وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


Telegram : @rahena1 *

بایگانی