وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

مینویسم شاید برای ربع قرن باقیمانده ..

وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

مینویسم شاید برای ربع قرن باقیمانده ..

سلام خوش آمدید

برای تو.. ای یار قدیمی

دوشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۱، ۰۱:۰۷ ق.ظ

من آدم بیخیال شدنم در عین اینکه سخت از عادت هام دست میکشم و رها میکنم ، به این فکر کردم که مامان تو رو دوست نداره و چندین بار به طور واضح به این مسئله اشاره کرده ، فکر میکردم آسونه بگی من این آدم رو میخوام و روش پافشاری کنی ولی نه.. من سختمه.. به علاوه اینکه من و تو به طور واضح نگفتیم از هم خوشمون میاد یا نه. دارم فکر میکنم رهات کنم. مثل تمام رها کردن های قبلی.. دلم نمیخواد بهت فکر کنم. دلم نمیخواد خودمو درگیر کنم ، دوست دارم یکم رها تر بشم و آزادتر فکر کنم.

با اینکه قبلا آرزو کردین به اون قرص های سبز رنگ احتیاجی پیدا نکنم ولی باید بگم متاسفم.. من بهشون احتیاج دارم و مصرف میکنم. گاهی وقت ها نمیشه ، واقعا چیزا نمیتونن اونجور که باید پیش برن ..

  • Rahena .

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
وقتی صدای نوشته ها بلند می شود

یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


Telegram : @rahena1 *

بایگانی