با حالی اکنده از غم

• قلبم سنگین میزنه ، درد داره ، نمی تونم کاری کنم .

• از دیروز مامان یکسره داره بهم میگه چته چرا کسلی؟ چرا بی حالی؟ رد میکنم ، انکار میکنم . خودمم نمیدونم چم شده فقط حس میکنم حال خرابم داره نابودم میکنه ..

• ط دسته دار میگفت وقتی یه آدمی که هیچکس رو نداره میمیره دل یه نفر تو دنیا براش میگیره ، بدون اینکه همو بشناسن دلش براش میگیره و ناراحت میشه ، اینجوری خدا کاری میکنه که اون آدمی که دیگه دنیا رو ترک کرده هم کسی رو داشته باشه که به خاطر مرگش براش ناراحت بشه . تفکرش برام جالب بود ، خیلی . حالا که دلم گرفته ، حالا که غمگینم و دلیلش رو نمی دونم دارم به آدمی که فوت شده فکر میکنم . به اینکه مگه مرگش چه جوری بوده که اینقدر دل من براش ناراحته و عزادار؟ 

• مامان خوشگله نگرون حال منه .. بهم میگه بخند و شاد باش ، میگه چون مریض شده دیگه به خدا گفته من بیمه ی بچه هام شدم ؛ مواظبشون باش. بیشتر از خودش اینروزا به فکر منه ..

+ نوشته شده در شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۳ توسط Rahena . | نظر بدهید
الهه ...
۱۲ آبان ۹۷ , ۱۳:۴۲
واقعا چه تفکر جالبی.
میگذره، این روزای غمگینم میگذره بالاخره.

پاسخ :

اوهوم .. جالب و غمگین ..
کاش بگذره ، هرچه زودتر ..
* نظر ویرایش شد 
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !
نظرات را میخوانم ، لازم بود تایید میکنم و گرنه پیش من محفوظ میمانند :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان