متنفرم که شبیه تو بشم "پ"

قبل تر ها ، زمانی که هنوز خیلی مانده بود به هیجده سالگی ؛ دوست داشتم سریعا بزرگ شوم برای من عدد هیجده عجیب بود . از نظر من کسی که به این سن میرسید حتما آدم کاملی بود . مثلا اینکه رفتارش طرز فکرش زندگی کردنش تصمیم هایش روابطش و حتی ادم های اطرافش هم بزرگ و خوب هستند ، اما مسئله اینجا بود که من به هیجده رسیدم ولی هیچ اتفاقی نیفتد ! هیجده  حتی شباهتی هم به آن چیزی که در تصور من بود نداشت. حالا اما هیجده تمام شده ، شش روز دیگر میشود ۴ ماه که وارد نوزده سالگی شده ام . چیزی که فهمیدم این است که زمان هیچگاه دقت کنید هیچگاه ما را تغییر نمیدهد بلکه فقط به ما فرصت میدهد که خودمان تغییر را بشناسیم و اینکه خودمان انتخاب کنیم که تغییر کنیم یا نه .

* تو با خود توام من متنفرم ازاینکه بهم بگن شبیه تو ام ! چون نمی خوام باشم و نمیشم . من خودمم اگه قرار بود شبیه تو باشم لازم نبود به دنیا بیام! تو کافی بودی! دنیا به کپی احتیاجی نداره "پ"

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۳۲ توسط Rahena . | نظر بدهید
الهه ...
۲۲ شهریور ۹۷ , ۲۳:۳۷
دقیقا! نمی‌دونم چرا انتظار داریم با گذر زمان خود به خود تغییر کنیم. ولی این اتفاق هیچ وقت نمیفته.

پاسخ :

درسته این عین حقیقته . دوست دارم اینو رو یه تابلوی بزرگ بنویسم و به همه نشون بدم تا اینو باور کنن. 
آقای سر به هوا ...
۲۷ شهریور ۹۷ , ۱۵:۱۸
یکی دو سال دیگه وارد سی سالگی میشم و همین حس رو دارم ..

پاسخ :

...
و این حس بده ..

امیدوارم عمرتون با برکت باشه.
ولی یه سوال از اینکه اواخر بیست سالگی هستین ناراحت نیستین ؟ به زبون ساده تر من از تموم شدن دهه ی بیست که هنوز واردش نشدم میترسم !!
آقای سر به هوا ...
۰۸ مهر ۹۷ , ۱۵:۵۷
تمام حسی که دارم اینه که دیگه نمیتونم مثل دیروزم باشم ..
باید کمی بزرگتر بشم و برای کارهای قبلم جواب پس بدم !
با این سنت میشینی بازی میکنی ؟
دردناک نیست ؟

پاسخ :

اره . 
درسته 
ولی من انجامشون میدم حتی وقتی که بهم میگن سنت برای این کارا زیادیه میخندم و با ارامش میگم مشکلی نیس من دوس دارم . تاثیر گذاره امتحان کنید :))
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !
نظرات را میخوانم ، لازم بود تایید میکنم و گرنه پیش من محفوظ میمانند :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان