اوف به تو یارا که چو روح میمانی ..

داشتیم حرف میزدیم . کی ؟ من و" ت" و" نون ". من و "ت" سر پا بودیم .  من خسته شدم نشستم . همین که نشستم دیدمش تکیه زده بود به دیوار نمی دونم به چی زل زده بود ولی چند ثانیه بیشتر ندیدمش که بلند شدم رفتم. تو سالن مدام چشم زدم که پیداش کنم ..نبودش ..آب شده بود رفته بود تو زمین .. میم به نظرت خیالاتی شدم؟

*عنوان من درآوردی :)

+ نوشته شده در جمعه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۲ توسط راحـنـا . | نظر بدهید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
* هیچ وقت هیچ وقت کسی را موظفِ نظر دادنِ اجباری نمی کنم !

من را را حـ نــا صـدا بـزنـیـد :)
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان