چه میکنی در خواب های شبانه ام ؟

دیشب خواب دیدم انگار با چند نفر از همان کاروانی که مرداد ماه رفتیم مشهد , دوباره به مشهد سفر کردیم انگار چندین نفر از آنان با ما بودند و در میان همه ی انان من "میم" را دیدم .. همان کسی که الهام شده بود برایش مادری باشم ..نمی دانید در خواب چه استرسی داشتم ! به غیر از او انگار تمام جزییات  خواب من را دیلیت کرده اند . دیگر چیزی  جز وجود او در خواب شبانه ام به یاد ندارم فقط یادم می آید از خواب که بیدار شدم دیدم که همه چیز خواب بوده است چشمانم را دوباره بستم و دوباره خوابیدم شاید به امید اینکه باز او را در خواب ببینم ..

چند وقتی میشود که به "میم" فکر نمیکنم نه اینکه نخواهم فکر کنم .. نه  نمی دانم چه شده که دیگر نشد به او فکر کنم شاید او آمده بود بگوید " قرار نبود فراموش بشم ." و من هم انگار قرار بود بگویم " قراری نزاشتم که فراموشت کنم .."  

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۰۳ توسط Rahena . | نظر بدهید
M. Moradi
۲۴ شهریور ۹۴ , ۲۱:۰۶
سلام
وبلاگ زیبایی دارید
به وبلاگم سر بزنید

پاسخ :

سلام
ممنونم ..
خانومی ...
۲۵ شهریور ۹۴ , ۱۴:۴۴
میم...
میم ها هیچوقت فراموش نمیشوند...

پاسخ :

آره حرفت خیلی خوبه ..

میم ها هیچ وقت فراموش نمی شوند ..یعنی نمی توانی که فراموششان کنی ..
مجید تـ
۲۶ شهریور ۹۴ , ۱۲:۵۹
فراموشی به‌ترین بیماری‌ایه که خدا آفریده!

پاسخ :

آدم فراموشکاری هستم اما تو کارهای روزمره ام ..
هیچ وقت نتونستم آدم ها رو کارها رو فراموش کنم ..
انگار یادم رفته این بخش از زندگی به فراموشی نیاز داره نه کارهای روزانه نه چیز های بی خودی ..
negar .s
۲۷ شهریور ۹۴ , ۰۱:۴۶
همیشه یک نفر بخشی از خواب هایمان را تصاحب میکند..

پاسخ :

همیشه ..
و همین باعث میشه هر شب به عشق اون زود بخوابیم بلکه زودتر و بیشتر اون رو تو خواب ببینیم . . . 
درباره من
• مینویسم چون شادی عدم غم نیست بلکه کنار آمدن با غم است. مینویسم چون رنج ذات زندگی است .



Telegram : @rahena1 *
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان